خانه ی شعر و ادبیات
 
آخرين مطالب
پيوندهای روزانه

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
در هوای پر از افسوس دلم شاد کنید

قفسم برده به جایی که نبینم رخ یار
این خرابات مرا بر همگان داد کنید

آن همه عشق که در دل به امانت دارید
شکر صد باره ی این مهر خداداد کنید

چه تمنای که دیگر نبرد یار ز ما هم یادی
دل منرا به دم تیغ دو جلاد کنید

بکشید آتش صدخانه به این حال غمین
همه خاکستر تن را هدیه بر باد کنید

زآنکه دیگر نبرد نام مرا شیدایی
نام من همره هر رهزن و شیاد کنید

اگرش یار دمی آه کشیدش بَرِ من
خنده بر لب بزنید خون دلم یاد کنید

حک نمایید به قفس محبس یک دیوانه
تا نباشد که قفس باز و من آزاد کنید

 

مهدی کاظمی

[ ۱۳٩۱/۸/۱۳ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ احمد مسلمی ] [ نظرات () ]

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا
بنشینید به باغی و مرا یاد کنید

عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورود
بهر شاد باش قدومش همه فریاد کنید

یاد از این مرغ گرفتارکنید ای مرغان
چو تماشای گل و لاله و شمشاد کنید

هر که دارد ز شما مرغ اسیری به قفس
برده در باغ و یاد منش  آزاد کنید

آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه  صیاد کنید

شمع اگر کشته شد از یاد مدارید عجب
یاد پروانه هستی شده بر باد کنید

بیستون بر سر راه است مبادا از شیرین
خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید

جور و بیداد کند عمر جوانان  کوتاه
ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید

گر شد از جور شما خانه موری ویران
خانه خویش محال است که آباد کنید

کنج ویرانه زندان شد اگر سهم بهار
شکر آزادی و آن گنج خدا داد  کنید

 

ملک الشعرای بهار

[ ۱۳٩۱/۸/۳ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ احمد مسلمی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

امکانات وب
‪Google+‬‏