لیلا
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢ : توسط : احمد مسلمی

لیلا مهاجر است که حرفی نمی‎زند
آزرده خاطر است که حرفی نمی‎زند

لیلا نماد غربت این حال و روز ماست
درد معاصر است که حرفی نمی‎زند

لیلا برای رنج کشیدن تمام عمر
انگار حاضر است که حرفی نمی‎زند

گم گشته در هیاهوی رنگ و ریای شهر
انگار کافر است که حرفی نمی‎زند

لیلا دلش گرفته از این کوچه های تلخ
فردا مسافر است که حرفی نمی‎زند

این شعر را برای دل او سروده ام
این بیت آخر است که حرفی نمی‎زند

علی مدد رضوانی