دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت کش به بادامی بسازد

ندارم ظرف می دل را بگوئید
سفالی بشکند جامی بسازد

قناعت بیش ازاین نبود که عمری
بجامی دردی آشامی بسازد

چو من مرغی نکرده صید ایام
مگر کز زلف او دامی بسازد

دعا گو قحط شو طالب حریفی است
که ایامی بدشنامی بسازد

 

طالب آملی