بزن آن پرده اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته
بزن بر این زخمه اگر چند در این کاسه تنبور نماندست صدایی
بزن این زخمه بر آن سنگ بر آن چوب
بر آن عشق که شاید بردم راه به جایی
پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن نزن
لانه جغد نگر کاسه آن بربط ساقی ز خموشی
نغمه سرکن که جهان تشنه آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد که خاموش در اینم ساز تو بینم
نغمه توست بزن آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این پرده برافتد من و تو نیز نمانیم
اگر چند بمانیم و بگوئیم همانیم



موضوعات مرتبط: شجریان

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/۱٦ | ٩:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : احمد مسلمی | نظرات ()