ای پری از هوست مست و خمارم امشب
ز فراقت به تب است کل جهانم امشب

تو همه نیک و ثواب و گنه عمر منی
به چه گنجی شکنی قلب خمارم امشب

نه دگر طاقت دیدار تو دارم اما
ز فراقت  نتوانم که بخوابم امشب

همه امید من از روز وصالت آخر
شده پایان و به امید وصالم امشب

برو ای بد صفت پست خراباتی مست
که هوس داری و ما را چه خیالم امشب

روز امید به پایان سیه آمد زود
به چه امید کنم روز دگر هم امشب

نه وصالت نه فراقت بودش راحت جان
چه کنی ای دل دیوانه من هم امشب

برو ای رند که این شهر دگر جای تو نیست
همه در طاعت مایند که دیوانه شهرم امشب



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٥ | ۸:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : احمد مسلمی | نظرات ()

  • خرید Reports | بک لینک خرید