دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت کش به بادامی بسازد

ندارم ظرف می دل را بگوئید
سفالی بشکند جامی بسازد

قناعت بیش ازاین نبود که عمری
بجامی دردی آشامی بسازد

چو من مرغی نکرده صید ایام
مگر کز زلف او دامی بسازد

دعا گو قحط شو طالب حریفی است
که ایامی بدشنامی بسازد

 

طالب آملی



موضوعات مرتبط: طالب آملی , ندارم ظرف می دل را بگوئید , قناعت بیش ازاین نبود که عمری , دل عاشق به پیغامی بسازد

تاريخ : ۱۳٩٦/٦/۱۳ | ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : احمد مسلمی | نظرات ()

منی که نام شراب از "کتاب" می شستم

زمانه "کاتب" دکان می فروشم کرد

؟

من رشته ی محبت تو پاره می کنم

 شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم

ذوقی اردستانی

چه کوتاه است شب های وصال دلبران یارب!

خدا از عمر ما بر عمر این شب ها بیفزاید

یوسف قزوینی

به روی او نگرستن زمن نمی آید

من این دو دیده برای گریستن دارم

روحی همدانی

مُردم ز رشک، چند ببینم که جام می

لب بر لبت گذارد و قالب تهی کند

طالب آملی

شبی زقد تو افتاد سایه بر دیوار

هنوز عاشق بیچاره رو به دیوار است

آصفی هروی

ز بس به حسن وی افزود، غم گداخت مرا

نه من شناختم او را نه او شناخت مرا

ضمیری اصفهانی



موضوعات مرتبط: تک بیت , طالب آملی , آصفی هروی , ضمیری اصفهانی

تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٩ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : احمد مسلمی | نظرات ()