منی که نام شراب از "کتاب" می شستم

زمانه "کاتب" دکان می فروشم کرد

؟

من رشته ی محبت تو پاره می کنم

 شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم

ذوقی اردستانی

چه کوتاه است شب های وصال دلبران یارب!

خدا از عمر ما بر عمر این شب ها بیفزاید

یوسف قزوینی

به روی او نگرستن زمن نمی آید

من این دو دیده برای گریستن دارم

روحی همدانی

مُردم ز رشک، چند ببینم که جام می

لب بر لبت گذارد و قالب تهی کند

طالب آملی

شبی زقد تو افتاد سایه بر دیوار

هنوز عاشق بیچاره رو به دیوار است

آصفی هروی

ز بس به حسن وی افزود، غم گداخت مرا

نه من شناختم او را نه او شناخت مرا

ضمیری اصفهانی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: تک بیت , طالب آملی , آصفی هروی , ضمیری اصفهانی


تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٩ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نويسنده : احمد مسلمی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.