خدا

نیمه شب بیرون زدم رفتم پی میخواری ام

تا در میخانه رفتم در پی دلداری ام

دوش دیدم در میخانه صف است از عاشقان

ای خدا ناخورده می من به شما رسیده ام

یا رب آخر ز غم عشق تو دیوانه شدم

بیخود از خود شدم و راهی می‌خانه شدم

آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب

نه دگر دوست شناسم نه دیگر جام شراب

خوش خرامان میروی ای جان جان بی من مرو

سرو خرامان منی در دل و جان بی من مرو

این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است

این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو


"حمید هیراد"

/ 0 نظر / 34 بازدید